میلاد شاهجانی، فیلمساز و پژوهشگر، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا، با اشاره به رویکرد پژوهشی خود در مستند جدیدش درباره تاریخ گچبری ایران، گفت: تغییر سبکهای هنری معمولاً بهصورت ناگهانی اتفاق نمیافتد، بلکه بسیاری از سنتهای تصویری و تزیینی دوره ساسانی در سدههای نخست اسلامی تداوم مییابند و آثار آنها را حتی در دورههای بعد نیز میتوان دنبال کرد.
او با بیان اینکه برخی قواعد و الگوهای هنری در گذر زمان حفظ میشوند و بهتدریج تغییر میکنند، افزود: الگوهای گیاهی، تقارنها و شیوههای انتزاع و تکرار که در هنر دوره ساسانی دیده میشوند، در هنر دوران اسلامی نیز ادامه پیدا کردهاند. حتی برخی موضوعات هنری پیش از اسلام، مانند شکار و شکارگاه، تا دوره قاجار نیز در آثار هنری حضور داشتهاند.
شاهجانی ادامه داد: تلاش میکنم در این مستند، با شناسایی و نمایش قواعد هنری، مسیر تغییرات، از جمله دگرگونیهای فرمی، و همچنین تأثیر عوامل و جریانهای خارجی بر این تحولات را دنبال کنم. تطبیق نقشها و عناصر تزیینی و بررسی دلایل تغییر آنها در طول تاریخ، از جمله رویکردهای مورد توجه من در این فیلم است.
توجه به جزئیات آثار موزهای در قاب سینما
این فیلمساز و پژوهشگر با اشاره به تفاوت نمایش گچبریهای معماری با آثار و اشیای تاریخی موزهای اظهار کرد: در گچبریهای معماری، اثر را همواره در نسبت با فضا، نور محیط و کلیت بنا میبینیم؛ اما در آثار موزهای، خود شیء باید بهتنهایی در قاب معنا پیدا کند.
او افزود: مهمترین چالش در این زمینه، حفظ کلیت اثر، ابعاد و هویت آن، در کنار نمایش ظرافتهایی مانند عمق کندهکاری، بافت سطح، رد ابزار و فرسودگی تاریخی است. به همین دلیل، قاببندی باید میان نمایش نمای کلی اثر و پرداختن به جزئیات آن حرکت کند.
شاهجانی درباره اهمیت نورپردازی در تصویربرداری از آثار گچبری توضیح داد: در اشیای کوچک، کوچکترین تغییر زاویه نور میتواند برجستگیها و فرورفتگیها را به شکل متفاوتی نشان دهد. بنابراین، نورپردازی باید بهدقت کنترل شود تا هم کیفیت مادی گچ و ظرافت اجرای اثر دیده شود و هم گچبری صرفاً به یک شیء تزئینی تقلیل پیدا نکند.
او با تأکید بر نقش نور در آشکارسازی فرم و ماده گفت: در معماری با فضا تصویر میسازیم، اما در نمایش یک شیء موزهای باید از دل سطح، حجم و ماده، تصویر بسازیم.
گچبری؛ هنری فراتر از یک سطح سفید
شاهجانی در ادامه با اشاره به ویژگیهای بصری گچبری بیان کرد: هرچند گچبری در بسیاری از موارد با رنگ سفید شناخته میشود، آثار گچبری در دورههای مختلف تاریخی رنگآمیزی نیز شدهاند، اما تنوع رنگی آنها معمولاً محدودتر بوده است. یکی از ویژگیهای خاص گچ، اهمیت فرم و حجم در کنار حضور محدودتر رنگ است؛ ویژگیای که باعث میشود کیفیت اجرا و ظرافتهای هنری بیش از رنگ خود را نشان دهند.
او افزود: مسئله اصلی در تصویربرداری از این آثار، جلوگیری از تختشدن رنگ و بافت گچ و از بین رفتن جزئیات است. ازاینرو، با نورپردازی کنترلشده و استفاده از سایهروشنهای ظریف میتوان برجستگیها، فرورفتگیها و ریتم سطح را آشکار کرد.
این پژوهشگر ادامه داد: نور در اینجا فقط وسیلهای برای روشنکردن اثر نیست، بلکه ابزاری برای خواندن فرم به شمار میرود. هدف این است که مخاطب، هم کلیت نقش را ببیند و هم ظرافتهای تراش، لبهها و کیفیت سطح را احساس کند؛ بهگونهای که گچبری در تصویر نه سطحی سفید و تخت، بلکه مادهای زنده و سرشار از حجم، تنفس و ظرافت باشد.
تکنیک در خدمت فهم تاریخ هنر
این فیلمساز درباره احتمال پرداختن به روشهای کهن تهیه ملات گچ و ابزارهای سنتی گچبری در مستند جدیدش نیز گفت: عامدانه از پرداختن صرف به مباحث فنی و فرایند تولید ملات فاصله گرفتهام؛ زیرا پرداختن بیش از اندازه به شیوه تهیه گچ یا معرفی ابزارها ممکن است برای مخاطب عام سنگین و کند باشد و تمرکز را از موضوع اصلی، یعنی شکوه بصری آثار و معانی پنهان در آنها، منحرف کند.
او تأکید کرد: ابزار و تکنیک در این مستند، تنها در خدمت درک بهتر سبکشناسی و تاریخی آثار قرار دارند و موضوع اصلی فیلم نیستند.
مستند «نقش لعاب» با تمرکز بر تاریخ و تحولات هنرهای تزئینی ایران، هر دوشنبه از شبکه مستند سیما پخش میشود و میکوشد با رویکردی پژوهشمحور، مخاطبان را با جنبههای بصری، تاریخی و هنری میراث تزئینی ایران آشنا کند.
انتهای پیام/
نظر شما